از جناب فردوسى تقاضا كردم برايمان از ان جهان شعرى بگويند و ايشان مرحمت كردند و بيش از شعر پيام هم فرستادند.
—————
همانا كه ايران سراى منست.
من زنده يا مرده ايرانيم.
اگر جسم من نيست ديگر ولى.
بروح و روان من يك ايرانيم.
————————
من ايرانيم گرچه در مدفنم .
دگر ذره اى از غبارم نماند.
وليكن مرا نام، ماند بجاي.
اگر خاك من خالى از من بماند.
-———————
خدا گر مرا افريده چنان.
كه در خاك خفته غمم انچنان.
بفرياد ايد كه از پشت گور.
ز من بار ديگر بيابى نشان
-———————
جان در ره إيران فدا شد.
تا نام ايران در عرش خدا شد
من خون خود با نام ايران
خوشكاندم و إيران فنا شد
——————————
جناب فردوسى فرمودند – من با تو حرفى دارم.
مى خواهم، تو بدانى كارى كه مى كنى بسيار ارزشمند است. زيرا، تو اولي كسى هستى كه توانسته اي دست خودت را در
اختيار يك روح بگذارى كه بتواند از ان دنيا براى اين دنيا پيام بنويسد.
پرى – من، تشكر فراوان دارم از همه ارواحى كه با استفاده از دست من، مثل يك قلم، پيام هاى مهم خود را نوشتند و پندهاى گرانبهائى بما كه در دنياى زندگان هستيم، دادند. از اقاى اصلن كه اولي پيام را نوشتند، تا همه شما كه سعى كرده ايد تا بتوانيم اين افرينش را اكنون كه در ان هستيم كمى بيشتر بفهميم. گرچه هرچه بيشتر مى فهمم، بيشتر گم ميشوم. گويا هنوز كسى نميداند مبدا اين هستى كجاست؟
فردوسى – ما هم اين طرف كه دنياى باقى، نام دارد، همين مشکل را داريم از كجا امده ايم؟ براى چه امده ايم؟
اما بگذاريد، انچه را كه امروز بايد بكنيم، انجام دهيم. شايد نوبت ان هم برسد. هزاران سال است كه انسان خلق شد و بهر طرف رفت تا عاقبت نوبت به اين رسيد كه بعضى از چيزها را بفهميم، مانند اينكه راهكار خوشبختى در اين زندگيها و جهان باقى، همانا مهربان بودن با همه است. تو اى انسان به اين جهان عظيم، آمدى تا مهربانى را بفهمى و آن را بكار گيرى و اثرش را بدانى، پس انرا بياموز، زيرا هرچه زودتر آنرا بياموزي، زودتر از مصيبت هاى جهان آسوده ميشوى.
-————————————
من با خداى خود پيمان بستم كه نگذارم، زبان فارسى در ايران از بين برود و بهمان دليل شبانروز كار كردم.
————————
زن و زندگى هر دو از لطف اوست
————————
پري – حضرت فردوسى، من از شما سؤالى دارم. امروز زبان فارسى با بسيارى زبانها مخلوط شده, مثلاً بجاى كلمه سپاسگزارم كلمات مرسى, تنکیو و تشکر از زبانها ديگر متداول شده. مخصوصا علم لغات زیادی به همه زبانها وارد کرده. بطوريكه دو پزشك اگر نتوانند، زبان همديگر را بفهمند، ميتوانند در مورد يك بيمار، با زبان پزشكى منظور هم را درك كنند.
نظر شما در اين باره چيست ؟
فردوسى — انچه من كردم، سعى در حفظ زبان فارسى از هجوم فاتحانه حمله عرب بر همه چيز منجمله زبان پارسى بود.
خداوند دوست دارد كه همه مردم جهان بتوانند زبان يكديگر را بفهمند به ان دليل است كه شما ميتوانيد بعضى لغات را در زبانى ديگر بفهميد و گاه بيش از يك زبان ديگر بلكه در چند زبان و اگر توجه كنيد اين مخلوط شدن زبان ها از قشر تحصيل كرده شروع شده و به ساير مردم هم كم كم سرايت مى كند و وسعت ان روز بروز بيشتر مى شود.
البته استعمار كه همه كوشش خود را در عقب ماندگى و تكه پاره كردن جامعه ميكند چون سود استعمار در ان نهفته شده. لذا بطرق مختلف سعى در تفرقه و جدائي أفكنى در بي مردم دارد چى از اين بهتر كه مردم حتى نتوانند زبان هم را بفهمند. دركنار هم باشند ولى جدا از هم.